یلدا

IMG_4727

دیر وقت بود که به خانه رسیدم. خانه‌ای که پس از بازگشت از پاریس به نیویورک، به تنهایی در آن ساکن شده ام. شمعی روشن کردم و حافظ دو زبانه را در کتابخانه‌ی کوچکم یافتم. جرعه‌ای نوشیدم و باز کردم: «یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد … دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد؟»

دیدم سخن از زبان ما می‌گوید. دانستم که دیگر نیازی به ادامه دادن نیست. کتاب را بستم. همین سوالات کافی‌ست تا هر شبی را بلندترین شب سال کند…!