دانشگاه.پلیس.دانشجو

استادی از هلند در اتاق کنفرانس دپارتمان فلسفه صحبت میکرد. به محض اینکه جلسه تمام شد از اتاق به سمت پایین میرفتم که سر و صدایی شنیدم. پلیس. بازداشت. دعوا. شعار. اعتراض به بسته شدن ناگهانی یک فضای آزاد دانشجویی (Free Space). با عجله از ساختمان اصلی میام بیرون. عصبانی. خسته. تصمیمم جدی تر میشه. مملکتی که پلیس مسلح رو وارد فضای آکادمیک میکنه جای ماندن نیست. آمریکا یا هر جای دیگر. شرق یا غرب. به اسم عقیده یا به اسم آزادی!
خودم رو به کلاسم میرسونم در ساختمان مجاور. درس رو شروع میکنیم. مطالعات بین الملل!

هم.کلاسی از لباس شخصی ها میگه.
هم.کلاسی توییتی رو برای کلاس میخونه: از اسپری فلفل استفاده شده.
پوزخندی میزنم.

صدای شعار از بیرون کلاس میاد. “No Center, No Peace!”
_________________________
بعد از کلاس دنبال میکنیم جمعیت رو…

IMG_0099 IMG_0105 IMG_0109 IMG_0115 IMG_0119 IMG_0122 IMG_0101

یک فکر در “دانشگاه.پلیس.دانشجو”

  1. “تصمیمم جدی تر میشه. مملکتی که پلیس مسلح رو وارد فضای آکادمیک میکنه جای ماندن نیست. آمریکا یا هر جای دیگر.”
    جایی رو می‌شناسی؟

       0 likes

  2. البته بقل دستی محسن (یعنی خودم) این شعارو ابداع کرد! همیشه هم مجتبی رو می انداختیم جلو بعد کلاسو می ریختیم به هم …. یادش بخیر….از بچگی هم امنیت نداشتیم!

       0 likes

  3. آزادی بیان و عقیده از آرزوهای بشری و حتی برای رشد فرهنگ هر جامعه لازم و واجب
    هرچه سطح فرهنگ بیشتر رشد میکنه آزادی بیان و عقیده هم گسترش بیشتری پیدا میکنه
    پس قطعا این آزادی در مدینه فاضله فلاسفه حد اعلی داره . شاید در این سالهای حاضر نباید روی کره زمین دنبال اون گشت؟؟!! البته باز هم نظر شخصی
    اما انچه مسلم کشورها از لحاظ حضور نیروی پلیس یا انتظامی درجات مختلفی دارند و باید دانشجوی این دانشگاه ها هم متناسب با سعه صدر دانشگاه خودشون از آزادی بیان و عقیده حداکثر استفاده را ببرند
    مبارزه دانشجویی که نتیجه اثر بخش در آزادی بیان و عقیده داشته باشه هم متعلق به فیلم ها و داستان ها است؟؟!!
    فکر نمی کنم فرهنگ با شورش گسترش پیدا کنه فرهنگ با انسان های بافرهنگ و حضورموثر اونها در صدر قدرت در جامعه گسترش پیدا می کنه
    اگرچه مبارزه برای نداشته ها مفهوم حاکم بر زندگی هست اما باید مسیر مبارزه درست انتخاب بشه؟
    با زهم تجربه شخصی میگم ، اعتراضات هم جز واحدهای تنظیم نشده اما مفید در دانشگاه هست که یک دانشجو با پاس کردن این واحد میتونه به یک سری حقایق برسه که جای دیگه به این راحتی نمی تونه این حقایق را لمس کنه

       0 likes

  4. سلام علیرضا
    خوبی؟ مشتاق دیدار
    مدتهاست کمتر میام نت، خیلی کمتر! (میتونی از تاریخ مطالب وبلاگم این رو ببینی)
    یادم نیست به چه مناسبت اما امروز یادت بودم
    اومدم سلامی کنم و احوالی بپرسم و بگم که یادت هستم
    همین
    یا علی

       0 likes

  5. سلام
    تازه با وبلاگتون آشنا شدم نوشتار شما خیلی جذاب و خودمونیه. اولین نکته ای که بذهنم رسید اینه که در مطالب وبلاگ موضوع خارج نشینی جنابعالی و تجربیات اون بشدت پر رنگ و موضوع مسلمانی کم رنگ و به حاشیه رفته بطوریکه در مباحث اخیر وبلاگ شما هیچ تصمیم، احساس یا نشانه ای که عمق اسلام در وجود شما در خارج را ترسیم کنه یافت نمی شه به نظر می رسه کم کم باید تیتر دوم وبلاگ رو عوض کنید منظورم بخش خارج نشین مسلمانه
    ایام تاسوعا و عاشورا تسلیت باد
    یا حق

       0 likes

  6. جناب visitor که تازه با وبلاگ داداش من آشنا شدید، بهتر بود انقدر زود در موردش قضاوت نمیکردید و حکم صادر نمیکردین.
    ضمنا عنوان و توضیحات وبلاگ مطابق فکر و نظر وبلاگ نویسه نه خواننده ها.
    و احتمالا شما وبلاگ نویس نیستید که توجه ندارید مطالب وبلاگ همه چیز ادم نیست، بخشی از زندگی ادمه.

       2 likes

  7. سلام سید جان
    مستقیم مربوط به این پستت نیست ولی وقتی این مطلب رو خوندم به ذهنم رسید که بهت پیشنهاد کنم که اگر تا حالا نخوندی حتما کتاب جمهوری افلاطون رو بخونی اونم با دقت و تفکر ( البته از تو توقعی غیر از این هم ندارم ) .
    خیلی که وارد عمق مطالبش بشی اون وقت عمق تاثیر فلسفه افلاطون بر تمدن غرب ، روش زندگی ، نوع و رفتار حکومتهاشون برات روشن میشه ، کتاب فوق العاده باحالیه و البته آموزنده و برای یک فیلسوف در 2500 سال پیش خیلی خیلی مترقی و جامع ( خودم با این کتاب خیلی به افلاطون ارادتمند شدم )
    راستی کتاب دموقراضه رو خوندی یا نه ؟ فکر کنم برات ایمیلش کردم
    هم کم حجمه ، هم طنزه و هم آموزنده ، روحت رو حال میاره

       0 likes

    1. سلام!
      اتفاقا کتاب درسی این ترممون بود. استادمون که هاروارد تحصیل کرده و کتاب ها نوشته در مورد افلاطون، تدریسش میکرد.
      منم اراده شدیدی پیدا کردم به افلاطون…
      ولی حس میکنم نظریات ارسطو و فلاسفه آلمانی (خصوصا فلسفه اجتماعی و سیاسی) خیلی بیشتر در ساختار اجتماعی دنیای غرب قابل مشاهده هستند.

         0 likes

      1. خوش بحال افلاطون و ارسطو که احتمالا در زمانشون هنوز این علامت ! ابداع نشده بوده :))))
        الآلمان و الآلمان و ما ادراک ما الآلمان ( این رو هیتلر درونم گفت ربطی به من نداره )

           0 likes

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *