یک دوشنبه عادی

کلاس فلسفه رو از شب قبل میدونستم نمیخوام برم. صبح حدود ده و نیم با خیال راحت از خواب پا میشم. کابوس ایران میدیدم،‌ کابوس که نیست، یاد و خاطره همه ـست، همش دیداره، وقتی تو اتاقت تو خوابگاه اونطرف دنیا بیدار میشی میفهمی کابوس بوده! دوشی میگیرم و میرم دانشگاه. امروز یک ارایه گروهی مهم دارم. جزوه ای رو که قراره به عنوان بخشی از ارایه تحویل ملت بدیم برای تایید نهایی میبرم پیش استادمون. تغییرات نهایی رو وارد میکنم و تو کتابخونه پرینت میگیرم سیزده تا ازش. وقتی برای نهار نیست. جلسه آموزشی گذاشتن برای انتخاب واحد ترم آینده. جلسه که تموم میشه میرم سراغ Matt سرمشاور (Head Advisor) دانشگاه. بهش میگم میخوام ترنسفر کنم از اینجا، میخوام برم کالیفرنیا یا حالا یه جای دیگه. کمی صبحت میکنیم. برای فردا بعد از ظهر قراری میذاریم. بعد از اون مستقیم میرم کلاس.  کلاس با ارایه گروه ما شروع میشه. بخش اول مال منه. ارایه ـم رو تموم میکنم. به نظر خودم که خیلی خوب بود. دو نفر دیگه توی گروه هم بخششون رو ارایه میدن. در نهایت بحث کلاس میکنیم. موضوع میکشه به ایده آل های آمریکا و رویای آمریکایی (American Dream) که در اصل تم کلاس ما هست. بحث های چالشی (!) و جالبی در میگیره…

بعد از کلاس بر میگردم خوابگاه. هم اتاقیم خوابه. منم میگیرم میخوابم! حدود شش بعد از ظهر یهو از خواب بیدار میشم. کمی طول میکشه تا قشنگ درک کنم کجام و ساعت چنده و ماجرا چیه… یاد بعد از ظهر های پاییزی ایران میوفتم که بعد از مدرسه میگرفتم میخوابیدم، با صدای در خونه بیدار میشدم، پدر دو تا نون سنگک داغ دستش بود، سریع تا مغرب نشده ترتیب نون سنگک ها رو با پنیر تبریز و چای داغ میدادیم، چه صفایی داشت…

سوپرمارکت رو به روی خوابگاهه، پا میشم میرم یه بسته چایی کیسه ای میخرم، بر میگردم میبینم نه شکر دارم نه لیوانی که بذارم تو مایکروفر برای آب جوش، تسلیم میشم، بی خیال چایی،‌ در هر صورت اون صفا رو نمیتونست داشته باشه…

یک فکر در “یک دوشنبه عادی”

  1. با سلام
    پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است
    آهی کشید و گفت که ماه محرم است
    فرا رسیدن ایام عزاداری سید و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین رو به شما تسلیت عرض می کنم
    در مورد این پستت یک چیزی را نفهمیدم این ترنسفر که گفتی یعنی چه؟
    یعنی می خوای از این دانشگاه به واحد دیگری در شهر دیگر منتقل بشی؟
    اونوقت چرا؟
    یکی از فرصتهایی که به ندرت برای انسان ها پیش می آید و تاثیر شگرفی بر رشد اونها داره فرصت تغییر عادت ها است
    گرچه سخت است اما الان توفیق اجباری شده که این رو تجربه کنی.
    هر جا هستی یا خواهی بود در پناه خدا باشی

       0 likes

  2. سلام. از همشهری های شما هستم و ساکن اهواز.
    مطلب شما میخوندم که دیدم در مورد “رویای آمریکایی” نوشتین.
    چند وقت پیش، زمانی که مقام معظم رهبری در مورد “الگوی پیشرفت اسلامی-ایرانی” صحبت و اون رو مطرح کردن، به یاد American Dream افتادم. تصمیم گرفتم تحقیقی در این مورد انجام بدم، از منظر شناخت مفهوم رویای آمریکایی و نمادسازی انجام گرفته برای اون در سطح جهان و در نهایت نگاهی به الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت و مقایسه ی اونها.
    فکر می کنم اگر عنوانی که برای تحقیقم در نظر گرفتم بیان کنم، جهت گیری مطلب مورد نظرم براتون بیشتر مشخص بشه.
    ” از رویای آمریکایی تا حقیقت اسلامی – ایرانی”
    خواستم از شما خواهش کنم اگر در این مورد نظری، پیشنهادی دارید که بتونه کمک کنه، دریغ نفرمایید.
    با تشکر

       0 likes

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *