دانشجویی

سلام

صبح حدود پنج دقیقه دیر به کلاس “عدالت جنایی” (Criminal Justice) میرسم. تنها دلیلی که این کلاس رو که فقط هشت صبح ارایه میشه تا حالا ننداختم، موضوع عجیب جالبش هست و استادش که تازه از شیکاگو به نیویورک جا به جا شده و حسابی آدم حرفه ای هست در زمینه کاریش. جز تیم مدافع پرونده کیسی آنتونی بوده*! طرفهای آخر کلاس استادمون میگه برگه در بیارید، Pop Quiz (امتحان یهویی!)، ده تا سوال کوتاه میده. جواب یکی رو کلا نمیدونم، به خاطر پنج دقیقه تاخیر!

میپرم توی کتابخونه، میرم سمت آی.مک ها، وارد میشم و جواب سوال های مقاله مربوط به درس “هنر فکر کردن” (The Art Of Thinking) رو پرینت میگیرم و سریع خودم رو میرسونم به کلاس. سر کلاس با استاد سر موضوع فلسفی مورد مطالعه بحث میکنم. خوش میگذره!

برمیگردم به کافه.تریا، یکی از دوستام رو پیدام میکنم که روی میز همیشگمون (به همون زودی جای ثابت پیدا کردیم!) با کتاب و دفترش پهن شده. یه قهوه میگیرم و میشینم. مشغول نوشته مربوط به کلاس SJC-100** میشم. پیش نمیره. بیخیال میشم. بقیه رفقا ها هم کم کم میان. در طول “ساعت مشترک” (Common Hours، یک ساعتی در طول روز هست که هیچکس کلاس نداره و برنامه های جمعی تر برگذار میشه.) با یکی از بر و بچ میریم به اجتماع دانشجو های خارجی دانشگاه. بستنی هست و دید و بازدیدی. بعد از ظهر کلاس SJC-100 دارم و تمام. بعد از کلاس با مشاور تحصیلیم قرار گذاشتم. از واحد هایی که باید برای فارغ التحصیلی در کل و به عنوان دانشجوی روان.شناسی به طور خاص بردارم حرف میزنیم و کسب تجربه در طول تحصیل و غیره…

مشق شب مربوط به “مقدمه ای بر روانشناسی” (Introduction to Psychology) روتموم میکنم. به ایمیل یکی از اساتید راجع به کاری که امروز تحویلش داده بودم جواب میدم. شام رو پایین با جمعی از رفقا میزنیم و بر میگردم به اتاقم. یه سری مقاله هست که باید بخونم، قبل از کلاس “جامعه شناسی مقدماتی” (Introductory Sociology) فردا.

دانشجویی اینجا آسون نیست. اصلا نیست. هنوز دو هفته هم نشده…!

*: . “کیسی آنتونی” زنی است که متهم به قتل دختر دو ساله اش است، او از سال 2008 تا کنون در جریان یک دادگاه طولانی به اتهامات خود پاسخ  داد و سرانجام امسال از تمامی اتهامات تبرئه شد، اما 94% مردم آمریکا همچنان او را متهم می دانند و نام او را در ردیف بدنام ترین زنان ایالات متحده قلمداد می کنند. آنتونی چهارمین عبارتی است که در سال 2011 بسیار جستجو شده است. اطلاعات بیشتر (من مقاله رو نخوندم، درست و غلطش پای من نیست!)

**: واحد عمومی اجباریه، بیشترش به بررسی کتاب هایی که باید از قبل بخونیم و نوشتن مطلب میگذره. موضوع کلی کلاس ما “هویت آمریکایی: نگاهی از بیرون به درون” هست. با توجه به اینکه برای این کلاس ما اجنبی ها یک گروه بخصوص داریم.

یک فکر در “دانشجویی”

  1. با سلام
    با ارزوی موفقیت برای شما در ادامه تحصیلات
    خیلی دوست دارم از میزان ساعات درسی دانشگاه که به طور معمول در یک ترم بر عهده دانشجو هست بدونم
    ضمن اینکه تعداد کل واحدها و میزان سنوات تحصیلی و غیره
    راستش الان در دوره دکتری فقه تربتی مشغول هستم که یکی از مواد درسی برنامه ریزی آموزشی است که دوست دارم از جاهای مختلف جهان این برنامه ها رو جمع کنم
    از اینکه می نویسی خیلی خوشحال هستم و استفاده می کنم
    مخصوصا این تجربه های آموزشی که هر جملش برایم مهم است و در دانشگاه استفاده می کنم
    موفق باشی

       2 likes

    1. سلام
      سعی میکنم بیشتر بنویسم. به طور کلی سیستم دانشگاهی ایران و امریکا زیاد بهم شبیه هستند ظاهرا. این ترم من پنج تا درس سه واحدی بر داشتم که میزان طبیعیش هست.
      خوشحالم که خزعبلات من ممکنه به کار هم بیاد!

         1 likes

  2. در عوض ما هم قربان تا غدیر و یه هفته اول و یه هفته آخر و عید نوروز و عاشورا رو تعطیل میکنیم! جالبیش اینه که وقتی کلاسا تعطیلن مستند میبینم کتاب و مقاله میخونم آزمایش میکنم….کلا فقط 2 تا کلاس هست که در زمینه رشته بدرد بخوره…مکانیک سیالات، میکروبیولوژی 😀

       0 likes

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *