وتن

غربت یعنی تو قشنگ ترین محله های منهتن قدم بزنی به جای اینکه دلت باز بشه، بدتر دلت بگیره. غربت یعنی هر وقت میخوای برای کسی درد دل کنی یه صدایی تو کله ـت بگه: «این که ایرانی نیست، فرهنگ و عقیده و این چیزهای تو رو که نمی فهمه، بی خیال شو!». غربت یعنی خیابون های قدیمی بروکلین که سقفی از شاخه های درخت دارن یاد شمال تهران بندازتت. غربت یعنی یه تلخی پشت همه خنده هات جا بگیره. غربت یعنی به جایی برسی که شاید روزی آرزو ـش رو داشتی ولی همش حس کنی یه چیزی کمه.

بی وتن شدن یعنی حتی دیگه نمیخوای برگردی…

 

یک فکر در “وتن”

  1. سلام.
    تنهایی رو تجربه کردم ولی غربت رو نه. وقتی تنهایی های آدم تموم میشه میفهمه که اون موقع ها خیلی سخت بود، خیلی سخت، ولی خدا خیلی نزدیک تر بود. شاید در مورد غربت هم همینطور باشه.
    حق مددتون.

       1 likes

  2. مث همیشه میگم حتما سخته. ولی من تو ایرانشم خیلی سخت بتونم یکی پیدا کنم که دیدگاهش یکم نزدیک به مال من باشه.یعنی کلا یه چیزی میگم یه چیز دیگه میشنوه 😉

       0 likes

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *