تحصیل کرده تر…

در طول دوازده سال آزگار (یا عازگار!) که توی مدرسه (قم یا گالوی یا دابلین خیلی فرقی نمیکنه) تلف کردیم، (الانتردیدی ندارم که به کار بردن عبارت “تلف کردن” خیلی اغراق نیست.) دفعات خیلی محدودی بود (اکثرا محدود به کلاس های محدودی در صدرا!) که پیش خودم گفتم “آها، اینی که الان یاد گرفتم چیز به درد بخوری بود، چقدر خوبه که الان اینجام!”. در مقابل این چند روز محدودی که “دانشجویی” رو شروع کردم. به طور مداوم این حس رو تجربه میکنم. هر لحظه تفکرت به چالش کشیده میشه. هر لحظه آموزه های مختلفی بهت عرضه میشه. هر لحظه یک چیزی بهت اضافه میشه. چه سر کلاس روان.شناسی. چه در طول بحث های کلاس فلسفه. چه وقتی داری سیستم قضایی آمریکا رو مطالعه میکنی. چه وقتی سر کلاس “سمینار سال.اولی ها” در مورد موضوع کتاب مورد بحث و مفهموم “رویای آمریکایی” (The American Dream) با استاد و بقیه بچه ها تو سر و کله هم میزنید. چه حتی وقتی نویسنده کتابی رو دعوت کردند دانشگاه برای سخنرانی و تو توی سالن با ساندویچ و نوشابه ـت نشستی و به حرف های نویسنده کتاب که از قضا متولد اسراییل هم هست در مورد شجاعت و ایستادگی گوش میدی (صرفا جهت اطلاعتون بگم که طرف افکار قوی ضد.اشغال.فلسطین.ـی داشت). که لحظه به لحظه احساس میکنی داری آدم بهتری میشه، آدمی که آزادانه تصمیم میگیره چه چیزی رو باور کنه، آدمی که متفکر مستقلیه، آدمی فهمیده تر، “تحصیل کرده تر”…

یک فکر در “تحصیل کرده تر…”

  1. سلام.
    خیلی سعی کردم جلوی خودم رو بگیرم و این جمله تکراری لوس رو نگم ولی باور کن نتونستم. “لطفا لطفا لطفا قدر این لحظاتت رو بدون”
    من الان دارم تخصص ام رو تموم میکنم یعنی الان مدرکی بالاتر از مدرک من نیست که بگیرم تو ایران به جز دوره های فلوشیپ که مدرک محسوب نمیشه و مهارته بیشتر. ولی این حس به درد بخور بودن کلاس و مطالب رو که میگی خیلی خیلی کم در تمام دوره دانش جوییم تجربه کردم. اگر هم یه کلاس اولش مثلا اینجوری بوده، بعدش رو استاد عزیز اینقدر چرت و پرت گفته که منو از آسمون خوشی که داشتم توش پرواز میکردم با کله کوبیده رو زمین.
    خوش و شاد باشی انشالله. در پناه حق.

       1 likes

  2. «آدم‌ـی که آزادانه تصمیم میگیره چه چیزی رو باور کنه، آدمی که متفکر مستقلیه، آدم‌ـی فهمیده‌تر. “تحصیل کرده‌تر”…»
    خوب نوشت‌ـی. 😉

       0 likes

  3. با سلام
    حس پیشرفت احساس خیلی خوبیه که خیلی از آدمها اون رو تجربه نمی کنند ، امیدوارم هر روزت بهتر از دیروز باشه
    در مورد فلیسفه به نظرم مناسب است دو جلد کتاب آموزش فلسفه استاد مصباح رو هم مطالعه کنی مخصوصا جلد اول و بحث شناخت لینک دانلود :
    http://www.askdin.com/thread3599.html
    http://shiabooks.ir/1389/11/28/post-359
    در ضمن بنده پاسخ گوی مرکز ملی پاسخ به سوالات دینی هم هستم با این آیدی: pasokhgoo-45
    اگر خواستی خوشحال می شوم در تماس باشیم آنلاین در سایت
    ir.09640 آی ار بره آخرش
    موفق باشید

       1 likes

  4. سلام
    بنظر بنده
    این حس فقط و فقط متعلق بدوران دانشجوئیه (بخصوص کارشناسی)و بعضی دورانهای زندگی خانوادگی.
    تمام جملات این پست شرح احوال خود من در همین دو حال بود!
    جالب نوشتید،آفرین

       0 likes

  5. وارد شده با نام behshad. بیرون رفتن؟
    سوال اینه اگه این سوال رو ازم بپرسن میمونم یا میام اونجا؟ قبلا درموردش حرف زدیم،شک دارم ولی اگه دانشگاه کویینزلند بورسم کرد….. 😉

       0 likes

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *