امید

تو هواپیما نشستم، قطار فکر راه میوفته، لپ تاپم رو درمیارم و مشغول تایپ کردن میشم…

حس عجیبی نسبت به ترک کردن ایرلند دارم، درسته که مکان مورد علاقه ـم نبود ولی به هر حال یک سال و نیم مدت کمی نیست، حداقل این یک سال و نیم برای من خیلی بیشتر از یک سال و نیم بود. از چند روز پیش هر کاری میکنم، هر جایی میرم، هر چیزی میخرم، یک صدایی تو ذهنم بهم یادآوری میکنه که این آخرین باری هست این کار رو تو ایرلند میکنی، این آخرین باری هست که میری فلان جا، آخرین باری هست که تو ایرلند خرید میکنی و بی اختیار لبخندی روی لبم میاد. شکی نیست که خوشحالم از این “آخرین” ها…

ایرلند که تمام شد، حالا وقت بیشتر فکر کردن به آینده ست، آینده جدیدی که شروعش فرود این پرواز (و دو سه پرواز بعدی تا آتلانتا!) هست. به این فکر میکنم که این چند مدت (بخوانید حدود دو سال) خیلی امید از دست دادم، در کنار خیلی چیز های از دست رفته دیگه. به این فکر میکنم که الان تنها چیزی که برام مونده و دارم با خودم میبرم آمریکا مقداری اندکی امیده که با چنگ و دندان بهش چسبیدم، نمیدونم وقتی این امید ها هم به جمع امید های بر باد رفته بپوندند چیکار باید کرد…

یک فکر در “امید”

  1. سلام
    سه تا پستت شیرین بود ، با لبخندکی پست قبلی رو تموم کردم و اومدم سراغ این آخرین پست
    کلا هرگونه اثری از لبخند از صورتم محو شد اونم تو سه سوت ( خیلی ممنون 😀 ) و تلخ شدم
    کلا حس کامنت نوشتن پرید
    وفقکم الله

       0 likes

  2. سلام
    خوشحالم که پس از چندی این صفحه سیاه رنگ سفیدی کلمات را به خود دید
    امیدوارم که در کشور جدید و شهر جدید محل تحصیل این سایت نیز اسم و رسم جدیدی پیدا کند
    در جواب نا امیدی قصد موعظه ندارم اما چند جمله عرض می کنم شاید مفید باشد
    1- ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الا تخافوا و لا تحزنوا
    2-در عدم هم ز عشق بویی هست گل گریبان دریده می آید
    3- بخشنده ای که سابقه فضل و رحمتش ما را به حسن عاقبت امیدوار کرد
    4- حرف آخر اینکه
    تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
    نمی دونم این حرفها در آمریکا چه معنایی میده اما به هر حال امیدوارم ….

       0 likes

  3. درسته كه خيلي چيزا ممكنه از دست داده باشي اما در كنارش چيزهايي رو بدست آوردي كه كمتر كسي ممكنه تجربه اش كنه و ازش درس بگيره !
    در كنار اون ي ذره اميد، ي خدايي هم داري كه همه ي كاستي هارو برات جبران ميكنه و بعداز اون پدر ومادر و خانواده اي كه (خدا حفظشون كنه) هميشه در كنارتن و ازت حمايت ميكنن و درآخر همت و هوش خودت!
    پس مطمئناً چيزهايي خيلي بيشتر از ي ذره اميد داري ،كه اگه اميدتم برباد بره(كِ مطمئنم نميره) اونارو داري!
    شرمنده ميدونم كه خودت همه ي اينارو ميدوني ،فقط محض يادآوري بود
    دوسِت دارم (L)
    موفق باشي

       0 likes

  4. نقل قول:
    به این فکر میکنم که این چند مدت (بخوانید حدود دو سال) خیلی امید از دست دادم، در کنار خیلی چیز های از دست رفته دیگه. به این فکر میکنم که الان تنها چیزی که برام مونده و دارم با خودم میبرم آمریکا مقداری اندکی امیده که با چنگ و دندان بهش چسبیدم
    ________________________________________________
    مطمئن باش اگه تو ایران بودی همون مقدار اندک امید رو هم نداشتی، تو این دو سه سال خیــــلی چیزا تو ایران عوض شده، همه چی رفته زیر سوال، از نائب امام زمان ! گرفته تا اصل انقلاب ! هر چقدر هم بخوای بی تفاوت باشی و بگی من چکار به این کارها دارم نمیشه، چون این چیزا مستقیم دارن تاثیر میذارن تو زندگی شخصیت.

    خوشحالم از اینکه از ایران رفتی، لااقل تو تصویر خوبی از ایران تو ذهنت داری…

       0 likes

  5. ادم تو زندگی به خیلی چیزهایی که دوست داره نمی رسه غم تو زندگی همه ی انسان ها هست مهم اینه که حداکثر تلاشمون رو بکنیم تا اگه بهش نرسیدیم حداقل وجدانمون راحت باشه که تلاشمون رو کردیم رسیدن به 18 سالگی یععنی فهمیدن اینکه دنیا واویلا سرایی بیش نیست ( ای کاش میشد به زمانی برگردم که تنها غم زندگیم شکستن نوک مدادم بود)

       1 likes

  6. شخصیتِ جناب‌عالی برایِ من جالب بوده و هست و اگر بگم که کل نوشته‌هایِ وبلاگ‌هات رو تویِ یه روز خوندم دروغ نگفتم اما همون چیزی که می‌ترسیدم انگار سراغت اومده – ترکِ عقاید – انشاالله که اشتباه کنم. نمی‌دونم چرا نمی‌نویسی، دوست دارم که بنویسی.
    و من الله توفیق.

       1 likes

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *