پنجم

چند روز پیش ایمیلی زدم بهشون که ببینم بالاخره چی شد، چرا جواب نمیدن بعد سه هفته، در حالی که نمیدونستم دو سه روز بعد از اینکه من پریدم اومدم آمریکا برای تعطیلات، نامه قبولی و حتی فرم i-20* با پست رسیده ایرلند! دانشگاه ایالتی مینه.سوتا واحد مورهد (Minnesota State University—Moorhead) یه دانشگاه بزرگ هست وسط ناکجا آباد روی مرز ایالت داکوتای جنوبی (South Dakota) و مینه.سوتا در شهر Fargo-Moorhead (نصف شهر تو این ایالته، نصف دیگه ـش تو اون یکی!). مجموعه همه شهر تشکیل شده از سه تا دانشگاه و خیابون های وسطشون، تقریبا همین! (نقشه | ویکیپدیا) جمعیت مجموع دو تا شهر روی هم دیگه حدود دویست هزار نفر بیشتر نمیشه. نزدیک ترین شهر که بشه واقعا اسمش رو “شهر” گذاشت هم میشه مینیاپولیس، پایتخت ایالت مینه.سوتا، چهار ساعت رانندگی ناقابل! متوسط دما تو زمستون منفی هجده درجه هست همراه با برف سنگین و طوفان و اینا! به نظرم به جای دانشگاه، زندان فدرال میساختن تو این دهات به مراتب موفق تر بودند. :دی

احتمالا این سوال پیش میاد که من چجوری این دانشگاه وسط ناکجا آباد رو پیدا کردم و چرا اپلای کردم. خب علل مختلفی دخیل بودند. بالاخره دانشگاه بزرگی هست خودش برای خودش، شهریه ـش به طرز مسخره ای ارزونه، همینطور خوابگاه (نصف هزینه خوابگاه تو نیویورک)، و اینکه فکر میکردم قبولی تضمین شده ست (گرچه الان که دوباره نگاه کردم دیدیم خیلی هم تضمین شده نبوده، به خیر گذشت!)، خلاصه یه جورایی، به عنوان راه حل آخر گذاشته بودمش ته لیست که اگه همه بقیه نشدند، لااقل این یکی بشه، به هر حال دانشگاه بدی هم نیست، از موقعیت جغرافیاییش که بگذریم…

 *: فرم i-20 فرم واجد شرایط بودن برای حضور قانونی به عنوان دانشجو در آمریکاست و مدرک اصلی برای گرفتن ویزا برای ورود…

یک فکر در “پنجم”

  1. اگه این چیزایی که نوشتی راست باشه واقعا جای مزخرفیه(هرچند که مطمعنا داخلش شرایط بدی نیست 😉 )
    ولی خوب …هرچی باشه قلعه نو(new york) از این مینه سوتا+داکوتا!! بهتره 😉
    در هرصورت…..تبریک

       0 likes

    1. علیک
      آره همون ایالته، عمو اینا شهر میناپولیس هستن، چهار ساعتی رانندگیه تا این دهاته…. :دی اون دانشگاه پست “اول” تو شهر خودشونه، گرچه خود عمو گفته اینجا سرده، نیا این طرفها :دی :دی

         0 likes

  2. سلام سيد!!
    خوبي؟جدا دلم برات تنگ شده…
    چندماهي مي شد که به دلايلي نمي تونستم بيام”جزيره ابري”!!!
    راستي خودت فهميدي چقدر طرز نوشتنت فرق کرده؟!!
    بعضي وقتا مراعات مارو نمي کنيا!!!داداش جون خو ما که مثل شما خارج نشين نيستيم، بعضي وقتا بعضي نوشته هاتو يه نگاه بنداز ميفهمي چي ميگم…!
    قبل از عيد رفتم پيش آقاي طباطبايي(منتظري)، گفت بهت سلام برسونم، منم که ميشناسي؟!اگه نميرسوندم شب خوابم نميبرد…
    خوش باشي سيد جان!
    ياعلي!!!

       0 likes

    1. سلام!
      خوبم، خوبی؟
      منم دلم تنگ شده، باورت نمیشه! :دی
      از قبل از عید تا حالا شب خواب میبرد، حالا چی شد یه دفعه؟ :دی اگه باز هم دیدش سلام برسون، کلا هر کسی رو دیدی که من میشناختم سلام برسون، بی زحمت!
      یا علی

         0 likes

  3. یه سوالی داشتم اگه فضولی نباشه شما خودت تنها اومدی ایرلند یا با خانوادتی چون اینطور که من وبلاگتو خوندم هنوز دانشگاه نرفتی بعدشم چی شد که رفتی خارج از جایی دعوت نامه برات فرستادن یا خودت دوست داشتی بری

       0 likes

    1. ظاهرا من باید یه پستی چیزی بذارم این قضیه رو توضیح بدم :دی
      خلاصه ماجرا اینکه: با خانواده اومدم، الان من اینجا تنهام، خانواده آمریکان…
      خودم که دوست داشتم :دی ولی خب دوست داشتن کافی نیست، یه نگاهی به کامنت های پست “دابلین.نیویورک.آتلانتا” بندازید، اطلاعات خوبی داره!

         0 likes

  4. و السلام علی من اتبع الهدی
    این نظر حقیره نسبت به فرمایش بعضی دوستان که معتقدند شیوه نوشتن آقا سید ما تغییر کرده که البته نظرشون درسته ، آقا سید جدیدا یه کم صریحتر و با سانسور کمتری مینویسه ( که البته از نظر من خیلی خوبه ) از اینجا به بعدش با دو منظر مواجهیم : 1 اونی که طرفدار با سانسور فراوان نوشتنه که در عمل میشه تصویر کردن نیویورک یا لاس وگاس مثل قم ، که این هم تحریف واقعیته و هم مطلقا ثمری نداره ، تنها وجه درستی که ممکنه در دفاع از منظر اول بذهن بیاد جلوگیری از اشاعه فحشاء ( به معنای عام ) و گناهه که آقا سید هم بیش از حد نیاز این مسئله رو مراعات میکنن و 2 اون منظر که طرفدار واقع نویسی بدون سانسوره ( که خودم طرفدار این منظرم ) که تنها اشکال به این منظر همون نکته قوت نظر اوله یعنی جلوگیری از اشاعه فحشاء و عادی شدن گناهه که خب مراعات این مسئله شرعا واجبه و همونطور که عرض کردم توسط آقا سید بیش از حد نیاز مراعات میشه.
    و اما نکته ضعف نظر اول اینه که آدمها رو در یک فضای ذهنی استریل ، غیر واقعی و مجازی نگه میداره و همچین فضائی در زمان مواجه شدن با واقعیت جز بهت و ضرر چیزی به همراه نداره که این مسئله در منظر دوم پیش نمیاد چون در این نظر آگاهی کامل و کافی از عالم واقع و جهان خارج از ذهن وجود داره و انسان میتونه به راحتی و به درستی خودش رو برای درست زندگی کردن در عالم واقعی خارج از ذهن آماده کنه
    پس بخاطر خدا و بخاطر خودمون بذاریم آقا سید و باقی مردم واقعیتها رو بنویسن ، اون وقت از روی واقعیتها در مورد جهان قضاوت میکنیم و شکل زندگی خودمون رو انتخاب میکنیم و این همون چیزیه که خدا از بندگانش انتظار داره فلذا کاسه داغتر از آش نباشیم که قطعا عاقبت خوشی هم نداره
    سیدنا ببخشید که طولانی شد

       0 likes

    1. دوست عزیز،
      امتحان GRE مربوط به مقاطع فوق لیسانس و دکتری هست، دانشجو های کارشناسی در سال های سوم و چهارم این امتحان رو میدن، من هنوز ندادمش!

         0 likes

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *