آخر هفته، آخر سال

شنبه صبح، در واقع حدود ظهر، راه افتادم به سمت شهر که برم گالوی. به مرکز شهر که رسیدم دیدم ای بابا، امروز روز سینت پاتریک ـه نه دوشنبه که من فکر میکردم (چون دوشنبه تعطیل بود. کلا مهم نیست اون مناسب چه روزی از هفته بیوفته، اگه قرار به تعطیلی باشه یه دوشنبه میذارن بغل آخر هفته، سیستم خوبیه، نیست؟) خلاصه شهر وضعی بود، دیدنی! یه شلوغی عجیب و غریبی، ملت هم همه یا سبز پوشیده بودن یا کلاه یا عینک سبزی داشتن و خلاصه کسی قیافه عادی نداشت (تصویر)، هوا هم آفتابی و نسبتا گرم. مراسم (parade) هم مراسم بسیار بسیار عظیمی بود که مراسم گالوی در مقابلش مثل مهمونی خونگی بود. من که وقت و حوصله عکس گرفتن نداشتم، طبق معمول. رفتم سراغ ایستگاه اتوبوس های گالوی که اتفاقا تو مسیر مراسم بود و خیابان کلا بسته بود ولی خب یه بنده خدایی با لباس شرکت اتوبوسرانی اونجا ایستاده بود و ملت رو راهنمایی میکرد به ایستگاه موقتی جدید. تا وقتی که اتوبوس رسید دیگه مراسم رسمی تموم شده بود و مراسم غیر رسمی و بخش اصیل ایرلندی که همون “بدمستی تا سر حد مرگ” باشه شروع شده بود و آمبولانس های آماده به خدمت کم کم آژیر کشان در حال پدیدار شدن بودن. خلاصه سوار شدم و دو ساعت و نیم بعد گالوی بودم. شب مهمونی بود خونه یکی از دوست های خانوادگی ایرانی، به مناسبت سال نو و اینا. خوش گذشت و مهم تر از اون خاطرات زیادی زنده شد از حدود ده ماه زندگی در گالوی. آشنا ها رو دیدم و خیلی بیشتر از انتظار خودم از دیدنشون خوشحال شدم.

یکشنبه همراه مهمان هایی که از دابلین اومده بودن چهار ماشینی رفتیم جاهای دیدنی اطراف گالوی. جای همه خالی هوا هم خوب بود. بعد از ظهر با اینکه کلی کار انجام نشده و جای نرفته تو گالوی داشتم، برگشتم دابلین.

دوشنبه یکی از خانواده های ایرانی مقیم دابلین دعوتم کردن برای شام، اولش زیاد مایل نبودم برم ولی خب اینقدر اصرار کردن که رفتم. خیلی زحمت کشیده بودن، دستشون درد نکنه! :دی سبزی پلو با ماهی شب عید رو هم اونجا خوردیم (فکر کنم دفعه اولی بود که من این رسم رو به جا می آوردم، اصلا این رسمه؟)، بعدشم هم دیر شد و همونجا موندم، لحظه تحویل سال رو هم که تو منطقه زمانی ما پنج و ربع بامداد بود طبق سنت های شخصی خودم خواب بودم!

یک فکر در “آخر هفته، آخر سال”

  1. عجب درهم برهمی شده وضعیتت دو برابر یه آدم معمولی مراسم اجرا میکنی……….البته میشه گفت حتی نصف یه آدم معمولی تو مراسم شرکت نمیکنی. :-(

       0 likes

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *