تنوع

معلم در حال ارائه پرزنتیشن ست، از تجربه معنوی (Religious Experience) میگوید، یکی از مثال هایش داستان موسی ست و کوه طور. نقلی از “عهد عتیق” در جزوه های توزیع شده هست، میخواند:

“remove your sandals from your feet, for the place on which you are standing is holy ground” (Exodus 3:5)

در ذهنم مرور میکنم، “فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ  إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى” (طه 12) به سختی جلوی هجوم خاطرات را میگیرم. روایت عهد عتیق با قرآن کمی تفاوت دارد. عهد عتیق میگوید که خدا تجسمی از خودش را به موسی نمایان کرد. کلاس ادامه دارد.


آخرین کلاس را هم تمام میکنم، به سمت نمازخانه میروم، طبق انتظار خلوت است، بهتر از این ست که زیر بار سنگین نگاه های دیگران مهرم رو بگذارم و بسم الله های بلند بگویم و بعد که از نمازخانه میروم پچ پچ های پشت سرم را بشنوم. کیفم را رها میکنم و راهم را برای وضو کج میکنم. وقتی که برمیگردم کسی با من وارد میشود. آماده نمازم که جلو می آید. می پرسد که چه نمازی میخواهم بخوانم، جوابش را میدهم، با لبخند از روی رضایت پیشنهاد میدهد: You wanna pray together? لبخندی تحویل میدهم و میگویم که شیعه هستم و قضیه تفاوت هایی دارد. چند دقیقه بعد کسی به او ملحق میشود و دو تایی قامت میبندند.

 

یک فکر در “تنوع”

  1. امروز این جمله رو تو یه کتاب خوندم خیلی جالبه که اینجا هم میبینمش شگفت آوره……… :-O
    خود مسلمون بودن یه طرف این دفعه شیعه بودن هم ………….سخته. خدا صبرت بده 😉

       1 likes

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *