جزیی از یک جمع بزرگ

سلام
از آن دوره ای که با کتاب های هری پاتر زندگی میکردم، خیلی گذشته، دوره ای که کتاب هایش را میخوردم، میگشتم توی قم در به در دنبال آخرین کتاب هایش، از کتاب فروشی هایی که کوچکترین اطلاعی از اصل قضیه نداشتند، چه اصراری هم داشتم برای پیدا کردن بهترین ترجمه ها، ویدا اسلامیه، کتاب های چهار صد صفحه هایی را زیر دوازده ساعت تمام میکردم، با رفیق شفیق کتاب ها را معاوضه میکردیم و ساعت ها تحلیل میکردیم کتاب را، عالمی داشتیم با این رمان بریتانیایی، گذشت آن دوران، بزرگتر شدم، کتاب های جدید تر، جدی تر، واقعی تر…

هیچ وقت طرفدار فیلم های هری پاتر نبودم، کلا طرفدار فیلم های از روی کتاب ساخته شده نیستم، وقتی کتاب میخوانی تصوری از داستان و چهره ها و مکان ها پیدا میکنی که منحصر به فرد است، ساخته ذهن خودت توست، فیلم خرابش میکند، بازیگر تکراری که صد نقش دیگر داشته همه تصوراتت را بر هم میزند، به علاوه کتاب هزار صفحه ای چگونه در دو ساعت به نمایش در می آیــــد!؟

اینترنت، تلویزیون، حتی در و دیوار شهر همه جا حرف از آخرین فیلم هری پاتر ـست، پانزده جولای، سراسر دنیا، اکران آخرین فیلم، پایان داستان، مهیج است، اینکه که همه جای دنیا طرفداران هری پاتر، در یک روز، پانزده جولای، به سینما میروند، این را دوست دارم، حس میکنم میتوان بخشی از یک جمع بزرگتر شـــد، این حس قشــنگیست، این هماهنگی،

همین هماهنگی در تاریخ عرضه محصولات، در تاریخ انتشار کتاب ها، در تاریخ اکران فیلم ها، همین هماهنگی، لازم نیست ماه ها در انتظار بنشینی تا یک بابایی از سر بی پولی بیاید یک کتابی را ترجمه کند و شاید یک کتاب فروشی در شهر،  کتاب را بیاورد که تو بتوانی بخوانیش، نـــه!، هماهنگ با همه کسانی که مثل تو کتابی را دوست دارند، همه در یک تاریخ، کتاب را میخرند… جالب ســت!

تلویزیون تبلیغ آیپد 2 پخش میکند…

پــا.نــوشت:
1. جایی در دابلین، "جدایی نادر از سیمین" را پخش میکند، امیدوارم بتوانم بروم ببینم…!
2. رسمی نوشتن هم حال و هوایی دارد!
3. چند پست با هم منتشر کردم، قبلی ها را هم بخوانیــد! D:

یک فکر در “جزیی از یک جمع بزرگ”

      1. آخه اخوی اینقدر یخ نوشتی کسی نظرش نمی آد، منتظر بودم در مورد اهمیت اجتماعاتی مثل نماز جماعت و جمعه و شب قدر و … چیزی بگی، آخه اینکه یک اجتماعی رو تحریک کنند که بنشینند فیلمهای مبلغ جادوگری و شیطان پرستی رو ببینند، چه شکوهی داره، گریه داره والله.

           0 likes

          1. فعلا که همسایه ای در کار نیست، بیشتر هم خانه است! به امید خدا هر وقت حج مشرف شدم، برایتان از شکوه حج هم مینویسم، فعلا به قدر توفیقمان مینویسیم… و در آخر شکوه حج با شکوه عده ای که برای دیدن یک فیلم تجمع میکنند تهدید میشود که شما نگرانش هستید؟

               0 likes

        1. سلام!
          چند تا نکته اینجا هست، 1. در مورد نماز جماعت و جمعه و اینها حرف زده شده، من نخواستم تکرار مکررات بکنم! خواستم از یه تجربه ای بنویسم که جدید باشه نسبتا؛ 2. تحریک کنند یعنی چی؟ کی تحریک کنه؟ شیطان پرستی کجا بوده؟ شما چند دقیقه از عمرت رو گذاشتی یه نگاهی به کتاب یا فیلم هری پاتر بندازی که اینقدر به بار تهمت گرفتیش؟ من واقعا در عجبم از این روحیه و این توهم توطئه که روز به روز بیشتر و بیشتر رواج پیدا میکند… 3. در آخر، هری پاتر فقط یه تمونه بود از اون بحث اجتماع و هماهنگی…، فقط یک نمونه!

             0 likes

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *