زبان دوم

سلام

آموزش انگلیسی رو از عنفوان جوانی شروع کردم، یه چیزی تو مایه های سنین چهار یا پنج سالگی به صورت غیر رسمی، خصوصا با پشتیبانی آبجی خانم، فرزند ارشد خانواده که بعضا توی برنامه نویسی هاش با اون کامپیوتر نفتی منو شرکت میداد (اسمایلی صبر و حوصله فراوان!)، اولین کلاس زبانی که شرکت کردم مربوط به تابستان هشت سالگیم هست، کتاب Let's Go 1، به غیر از اون کلاس دیگه ای رو توی اون دوران نگذروندم، گذشت و گذشت و من به صورت غیر رسمی با علاقه ای که داشتم کم کم یاد میگرفتم، خـــصوصا بازی های کامپیوتری که راه به راه فحش و بد و بیراه (آرایه سجع!) به سمتشون شلیک میشه تاثیر شگرفی در روند این آموزش غیر رسمی داشت، همیشه توی کلاس انگلیسی مدرسه شاگرد زرنگ و نور چشمی بودم، همینطور گذشت تا سال گذشته، آبان ماه بود، رفیق شفیقم (سابقه دوستی تو مایه دوازده سال، اصلا عجیب!) گیر داد که بیا بریم کلاس زبان و اینها، من هم پدرم بالا سرم نبود که، پدرم رفته بود خـــارجه (!)، گول خوردم و رفتم ثبت نام کردم، استاد رو نمیشناختیم از قبل، ولی از قضا استاد فوق العاده عالی بود که این چند وقته همیشه به یادش بودم و دعاش کردم، خلاصه من هر روز شنبه تا چهارشنبه تو این کلاس شرکت میکردم، همین برنامه ادامه داشت تا زمستان، بعد تا بهار و حتی توی خرداد من این کلاس رو رها نکردم، تا تابستون که دیگه قضیه  دچار بگیر نگیر شد و کم کم تعطیل شد، برنامه ایرلند هم جدی شده بود، گذشت و گذشت تا ما سوار طیاره شدیم و خودمون هم اومدیم خارجــــه، دیگه رفتم مدرسه و مجبور شدم که دانش و معلوماتم رو در عمل به چالش بکشم و به کار بگیرم، مدرسه کمک بزرگی بود، و همینطور لپ تاپ شخصی و اینترنت با سرعت عمیقا رضایت بخشی که نتیجه اش دانلود و تماشای ساعت ها سریال آمریکایی بود، تاثیر عمیقی که دیدن این سریال ها داشت (و هنوز هم داره) غیر قابل انکار هست، دید نسبتا واقعی که به فرهنگ و آداب و رسوم غربی در کنار روزمره و کاربردی ترین شکل زبان در اختیار فرد قرار میگیره از طریق تماشای سریال ها فوق العاده ـست، در مورد خودم اوائل دو سه روزی سریال رو با زیرنویس فارسی نگاه میکردم که مشخصا کمک بزرگی در اون مراحل برای من نبود، خیلی زود فهمیدم که باید خودم رو بکشم بالا، زیرنویس فارسی رو به انگلیسی تغییر دادم، به مرور و خصوصا با کمک زندگی در فضای انگلیسی زبان و درس خوندن خصوصا به سبـک کـــــاملا تشریحی که اینجا مرسومه مشکل فهم مفهوم برام حل شد، مشکل اصلی این بود که نمیتونستم بفهمم چی میگن (مشکل Listening)، طبیعتا روز های آسونی نبود، مدرسه رفتن در این شرایط اصلا آسون نبود ولی خب مشکل در حال حل شدن بود، با سرعت نسبتا رضایت بخشی، در کنار اینها چیزی که خیلی خیلی مهمه در آموزش زبان دوم در سنین بالا (بالای دوازده سال) بعنی اعتماد به نفس رو نمیتونستم کاملا داشته باشم، برام سخت بود ارتباط برقرار کردن، به هر حال مدرسه تموم شد، هنوز نتایج رو نگرفتم ولی فکر میکنم امتحانات خوبی هم دادم، به هر حال تماشای سریال ها همچنان ادامه داشت، "احتیاج"ـم به زیرنویس (انگلیسی) خیلی کمتر شده بود، حتی بعضی وقت ها متوجه میشدم چند دقیقه از یه سریال رو بدون زیرنویس دیدم و حتی متوجه نشدم که زیرنویسی نمایش داده نمیشه! پیشرفت رو میتونستم حس کنم، رادیو و تلویزیون رو خیلی بهتر میفهمیدم، تو همین دوره کتاب آزمون تئوری رانندگی رو خوندم و امتحان دادم، چندین مورد کار رو به صورت تماس تلفنی (تلفن کابوس زبان آموزه!) رفع و رجوع کردم از جمله معامله ماشین که به شدت رضایت بخش بود، چند تا سینمایی هم که در این ایام رفتم به جز مورد اول که یه شکست بود، این پیشرفت رو نشون میداد، تا اینکه بالاخره شروع کردم به سریال بدون زیرنویس انگلیسی دیدن، هیچ مشکلی احساس نمیشد و بسیار لذت بخش بـــود حتی میتونستم املای کلماتی رو میشنوم حدس بزنم و توی دیکشنری چک کنم، حالا کار به جایی رسیده که پدرم ازم برای همراهی توی تدوین کتاب درسی برای دوره فوق لیسانس دعوت کرده، همه اینها خیلی شیرینه، ســخته ولی شیرینه، همین یاد گرفتن و پیشرفته که آدم رو امیدوار نگه میداره و تاثیر عجیبی توی اعتماد به نفس آدم میذاره، فکر اینکه الان من مسئله زبانم تقریبا حل شده خودش کلی انرژی و امیـــد برام داره…

وقتی آدم به این مرحله میرسه دیگه به انگلیسی "فکر میکنه"، بعد وقتی میخواد فارسی حرف بزنه در واقع ذهن میخواد تفکرات انگلیسی رو به فارسی ترجمه کنه تحویل زبــون بده، همون طوری که فارسی فکر کردن و انگلیسی حرف زدن نتیجه مطلوبی نداره، انگلیسی فکر کردن و فارسی حرف زدن هم همینطوره، نتیجه اش عبارت های عجیب و غریب میشه، تپق های مکرر تو حرف زدن میشه، کلمه های انگلیسی وسط عبارت فارسی چپوندن میشه، دقیقا مسائلی که ادم ابتدای راه انگلیسی یاد گرفتن داره، توی زبون مادریش براش پیش میاد، و این کلاس گذاشتن کسی که از خارج اومده نیست، این مســئله ای هست که برای هر زبان آموز جدی پیش میاد، بیایید زبان آموزان بدبخت را مسخره نکنیم! :)

و حالا فکر نوشتن به انگلیسی به سرم زده، به سرم زده شروع کنم کتاب انگلیسی خوندن، کارهایی که قبلا به فارسی میکردم، دوازده جلد داستان دنباله دار خودندن، حالا به انگلیسی انجامشون بدم، علاوه بر لذتی که این کار داره، مهارت نوشتن رو قوی میکنه، من به دنبال این نبودم که به قدری انگلیسی بدونم که بتونم مشکلاتم رو حل کنم، من میخواستم و میخوام (بیشتر میخوام درسته!) به انگلیسی بنویــــسم…

از بیرون که نگاه کنیم یا نگاه کنید، این یه موفقیت بزرگه که البته هست ولی من اینجا با کسانی میرم مدرسه که علاوه بر انگلیسی و زبان ایرلندی، حداقل یه زبان خارجی دیگه مثل فرانسه یا آلمانی رو نسبتا خوب بلد هستن، آدم زود متوجه میشه که هنوز چیز ها برای یاد گرفتن هســــت…

یک فکر در “زبان دوم”

  1. باسلام
    موضوع خیلی جالبی رو مطرح کردید و واقعا استفاده کردم
    به نظر اومد برای یاد گیری یک زبان خارجی لازمه کاملا نیازش رو احساس کنی برای همین مدتی را در کشور محل اصلی اون زبان سپری کردن لازم باشه کاری که موسسات زبان آموزی کشورهای خارجی انجام می دهند
    چون تو ایران همه نیاز هاتون می تونی با فارسی بیان کنی و هیچ وقت دچار چالش نمی شی درسته؟
    آقا یک دوره تور آموزش زبان خارجی راه بیانداز ما و اون رفیق شفیقت پایه ایم

       0 likes

  2. سلام سیدنا
    این اولین باریه که از کنف شدن پیش خودم خوشحال میشم
    از پریشب که برای بار آخر وبسایتتو چک کرده بودم دیگه امیدی به پست جدید به این زودیها نداشتم و امروز که طبق عادت هر دو روز یک بار خواستم بیام گفتم بیخیال عادت و نظم ، پست جدید که نداره ، بعد گفتم بیام برات تاریخ امروز رو بذارم و برم بعدش گفتم نه ناراحت میشه ، طلب کار نیستی که ، خوب دلش نخواسته بنویسه ، بعد گفتم نظم که ضرر نداره ( حالا هم چقدر که من منظمم مثلا بطور منظم روزی دوبار تواتاق من انفجار پیش میاد لذا اتاقم عین باز شام میشه و خب برای همیشه اینطوری میمونه 😀 کی حال داره روزی دوبار آثار انفجار رو جمع کنه ! ) فوقش دو سوته میری و میبندیش که اومدم ودیدم که به به پست جدید اونم دوتا خلاصه کلی خوشحال شدم مطالبت هم انصافا مفید بود
    جدا دستت درد نکنه
    ضمنا حالا که انگلیسیت خوب شده یه گوشه چشمی هم به آلمانی بنداز زبان اهل فلسفه و تمدن برعکس انگلیسی که زبان اهل زور ، چپاول و استعماره
    Alles gute

       0 likes

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *