رســما تابســـتان…

سلام

فصل تابستان برای انواع محصل ها (دانش آموز/دانشجو و غیره) به طور واقعی بعد از اعلام نتایج آغاز میشه، البته در این وسط گروه هایی هم هستن که چنین فرضیه ای در موردشون صدق نمیکنه، اول گروهی که کل بیخیالی پیشه میکنند در طول زندگی، دوم گروهی که میدونن امتحانات رو چطور دادن و تابستانشون محدود به فاصله بین امتحانات و اعلام نتایج هست که هنوز گند نتایج در نیومده، خوش بختانه من جز هیچ کدوم از این دو دسته نیستم، البته هنوز…، به هر حال امروز با ابوی (=پدر) رفته بودیم بیرون، شخصا در نقش راننده (تصور آرزو مانندی که از یازده سالگی داشتم، البته اون موقع فکر نمیکردم گواهینامه ام رو روز تولد هفده سالگیم بگیرم و توی ترافیک پنج شنبه ظهر شهر گالوی در نقش راننده، ابوی رو برسونم دانشگاه! زندگی پر از تغییرات پیش بینی نشده ـست (اسمایلی آدم حکیم و دانا، لطفا!)) ابوی که از دانشگاه اومد بیرون چند تا پاکت نامه دستش بود، از جمله کارنامه بنده که به دفتر کار ابوی ارسال شده بود، بندگان خدا آدرس خونه ما رو هم ندارن!، نتایج بسیار خوب بود،تعریف از خود تلقی نـشه، ها:

بعدش هم رفتیم مدرسه ما که بنده Hoodieـم (که وصفش در بخش "دوم." پست "این روز ها" رفت) رو بگیرم:

تا اونجایی که خودم یادمه گفته بودم "Dark Gray" ولی ظاهرا تعریف عبارت "تیره" در جاهای مختلف دنیا متفاوت هست، حالا اشکالی هم نـــداره اینم رنگش خوبه، نکته مهم در این قضیه، ایده و طرحش هست، همون طور که مشاهده میکنید، جلوی Hoodie، اسم مدرسه و سالی که ما بودیم حک شده و جالب تر از اون پشت Hoodie، مجموعه ای از امضای تمام بچـــه ها:

اگه روی عکس کلیک کنید و نسخه بزرگش رو ببینید، یه مقداری هم وقت صرف کنید، ممکنه عبارت "Ali Noori" رو اون وسط ها ببینید، "علی نوری" اسم خارجکی بنده هست، واقعا یادم نیست که اون روز کذایی که من برای بار اول رفتم تو این مدرسه، به همراه کمیل رفتیم توی دفتر و اسم من به جای "سید علیرضا نوری" شد "علی نوری"، چه اتفاقی افتاد به هر حال منم دیدم بد نیست، واقعا سخته اسم به این سختی داشتن!، خلاصه اسم "Ali" موند روی من و الانم دیگه اگه کار رسمی و جدی نباشه، خودم رو "Ali" رو معرفی میکنم، در رابطه با همین قضیه اسم ها، چند روز پیش موبایلم زنگ خورد (مقدمه: حدودا یک ماه پیش به خاطر شرایط مناسب یه اپراتور موبایل (Meteor) شماره ام رو از اپراتور دیگه (O2) منتقل کردم) تلفن از O2 بود، گفت میخواد با Seyed صحبت کنه (یه توضیح دیگه: توی اسم های ما معمولا سید رو به عنوان اسم کوچیک قبول میکنن و فکر میکنن مثلا علیرضا، Middle name هست، در نتیجه "سید" صدا میکنن) منم هول شدم گوشی رو دادم به ابوی! (اخه هیچکس منو سید صدا نمیکنه!)، در ادامه بگم که طرف زنگ زده بود منت کشی، میگفت 290.00 یورو (اسمایلی تعجب خرکی!) اعتبار تماس بهت میدیم برگرد به O2 ! منم گفتم که من با اون اپراتور دیگه قرار داد 18 ماهه دارم (در واقع ابوی داره!)، در نهایت پرسید قراردادت کی تموم میشه و خداحافظی کرد…

یک فکر در “رســما تابســـتان…”

  1. سلام سید جان
    خیلی خیلی مبارک باشه 😀
    کارنامه همایونی موجب انبساط خاطر بیش بینی شده شد
    امیدوارم تابستون حسابی بهت خوش بگذره
    (F) (Y) (F)
    Alles gute
    دوستان مطلع معنی اون علامت کذائی رو در خارج از کشور میدونن فلذا توضیح نمیدم 😀

       0 likes

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *