طبیعت،سگ،رانندگی

بسم الله

سلام

سگ
بعضی مسائل هست که تا آدم باهاش کاملا رو به رو نشه عمق نظر خودش رو درباره اون مسئله متوجه نمیشه، یکی از اون موارد در مورد شخص خودم، نظرم راجع به سگ (به عنوان حیوان خانگی و دست آموز) هست، آقا نکنید به خدا، کثیفه، بده، نکنید! امروز جای شما خالی رفته بودیم یه جایی میشه گفت پارک جنگلی یه کم جنگلی تر از تصور شما (!)، هی این ملت با سگ اینور و اونور میرفتن، حـــــال من گرفته میشد، آقا نکنید!

رانندگی
حدود دو ماه پیش بود که آزمون تئوری رانندگی رو دادم، هنوز 17 سالم هم نبود (حداقل سن گواهینامه این طرف ها)، ولی امتحان تئوری رو میتونستم بدم و دادم، گذشت و گذشت، تقریبا دو هفته قبل از سالگشت تولدم که 17 سالم تموم میشه رفتم برای کار های گواهینامه مبتدی یا به عنوانی "در حال آموزش" (عبارت اصلی: "Learner Permit") که باهاش میشه تحت نظارت یه فرد دارای گواهینامه کامل (برای بیشتر از دو سال) و با نمایش حرف L جلو و پشت ماشین رانندگی کرد، برای گرفتن گواهینامه یه معاینه چشم لازم بود، زنگ زدم و قرار گذاشتم با چشم پزشکی، معاینه به خوبی انجام شد، چند روز بعد رفتم County Council (شورای استان!؟) برای تقاضای گواهینامه، اون منشی که بود گفت که "برو هنوز بچه ای!" خب یه کم خیلی محترمانه تر، البته به هر حال گفت که یه دو هفته ای زود اومدی باید هفده سالت تموم بشه، یه نگاهی به معاینه چشم پزشکی کرد که اگه قرار بود تا تاریخ تولدم صبر کنم، یه ماهش میگذشت و از اعتبار ساقط میشد، گفت که باشه، من مدارک رو میگیرم، ولی گواهینامه همون روز تولدت صادر میشه، منم تشکر کردم از اینکه 30 یورو هزینه مجدد تست چشم پزشکی رو از دوشم برداشت و اومدم بیرون، فـــــردای روز تــــولدم، گواهینامه با پست اومد دم در، تاریخ صدور دقیقا روز تولـــــدم بـــــــــود!
همون موقع ها هم شروع کردیم جدی دنبال ماشین گشتن توی روزنامه ها و اینترنت و این طرف و اون طرف، همون روز ها یه ماشین متولد 2000 تمیز پیدا کردیم برای چند ماه آیــــــنده…

بیا نجاتمون بـــده
روی بیمه ماشین معمولا یه سرویس رایگان هست تحت عنوان "Breakdown Rescue" به معنا که اگه به مشکلی بر خوردی ما یکی رو میفرستیم نجاتت بـــده (خدای نکرده تصادف، یا خرابی ماشین یا حتی تموم شدن بنزین وسط راه (البته پول بنزین رو میگره!))، همون روزی که ماشین رو بیمه کردیم، چند ساعت بعد میخواستیم بریم اولین دور رو با ماشین بزنیم که دیدیم ای دل غافل این لکنته (این صفت به صورت موقتی به ماشین اطلاق میشه، ها!) روشن نمیشه، باطریش خوابیده (!؟ یا خالی شده یا هرچی) با هل و کمک همسایه ها و اینها هم کارش راه نیفتاد، گفتیم چکار کنیم چکار نکنیم، رفتیم یه نگاهی به دفترچه راهنمای بیمه انداختیم دیدیم که بعله اینم یه راهیه زنگ زدیم شرکت بیمه، یه همشیره ای از تو خود قعر اون بریتانیای فلان فلان شده گوشی رو برداشت، ما هم گفتیم که قضیه اینجوری، حالا بماند که ما با چه وضعی با این همشیره بریتانیایی با لهجه غلــــــــــــــــــــــیظ بریتیش (درست گفتم!؟) ارتباط برقرار کردیم، خلاصه 10 دقیقه ای پشت تلفن بودیم که آدرس بدیم و اینها، تقریبا پانزده دقیقه بعد یه اخوی زنگ زد که من تو ترافیک گیر کردم ولی دارم میام، چند دقیقه بعد یه جرثقیل پیچید تو مجتمع (!)، سلام و علیک و اینها یه چیزی زد به باطری ماشین تو سه دقیقه سر حال اومد، شد یه پلنگ وحشی (اینم تلمیح برای آراستن متن!)، بعدشم خداحافظی کرد و رفـــت، تقریبا ده دقیقه بعد گوشیم زنگ خورد، پیش شماره دو صفر چهل و چهار (اینم جهت اطلاعات عمومی خواننده های وبلاگ، پیش شماره انگلیسه)گفتم یا بسم الله، از انگلیس کی چیکار من داره!؟ برداشتم: Hello!؟ از شرکت بیمه بود، میخواست مطمئن بشه نجات پیدا کردیم…

 

طبیعت
آدم ماشین که نباشه باشه، عملا نمیتونه خیلی بگرده، از وقتی ماشین گرفتیم خصوصا از وقتی که من رانندگی میکنم (از حدود همین 3 روز پیش ها!) خیلی اطراف شهر رو گشـــتیم، طبیعت اینجا فوق العاده است، ساحل اقیانوس، جنگل های سرسبز، جاده های باریک بین شهری…
اینجا طبق تقویم الان تابستونه، از نوزده روز پیش تابستونه، ولی متاسفانه آب و هوای اینجا به طرز مرگباری در همه سال یک نواخته، یعنی اختلاف دمای تابستون و زمستون نهایتا هفت،هشت درجه سلسیوس (!؟) هست، این یکنواختی هم الان به شکل ابری/آفتابی/بارانی/تگرگ، همه در آن واحد با متوسط دمای سیزده-چهارده درجه خودش رو نشون میده، برنامه ریزی بر اساس آب و هوا تقــریبا محاله!

 

KFC، غذای حلال
از برکات همین ماشین خریدن این بود که امروز کشف کردیم رستوران های زنجیره ای بین المللی KFC، شعبه Galway، سه جور مرغ حـــــلال داره، طعمشون هم وصف ناشدنیه! :) بعد از این چند ماه که غذای (گوشت دار) بیرون محدود به یه رستوران تــرکی شهر و رستوران های مشابه پایتخت بود، این کشف بزرگ واقعا کمک بزرگی به ارتقا سطح زندگی ما بود، الان به جای جمله "برای شام بریم بیرون؟" از جمله "برای شام کجا بریم!؟" میشه استفاده کرد که خودش پیشرفت بزرگیه!

 

عکس های این چند وقت اخیر، روی عکس ها کلیک کنید نسخه بزرگش نمایش داده میشه!


جرثقیل-فرشته نجات


جایی تحت عنوان ساحل نقره ای – تصویر مربوط به دورانی هست که بنده رانندگی نمیکردم، جام صندلی عقب بود!


جاده به موازات اقیانوس


پریروز رفته بودم سینما، رفتنی هوا آفتابی بود، برگشتنی یه دفعه تگرگ شد در حالی که آفتاب هنوز میتابید!


فعالیت های تابستانی ملت، میدان مرکزی شهر


عکاسی پشت فرمون، شاخه جدیدی از هنر عکاسی، همون جاده هایی که وصفش رفت


گردش امروز


زمین فوتبال با تیرک های بلند برای بازی کریکت


محوطه بازی کودکان


خیابان ساحلی


دریاچه ای به اسم Atalia، میشه گفت مرکز شهر هست

 

 

یک فکر در “طبیعت،سگ،رانندگی”

  1. سلام

    از سگ که بگذریم …
    ماشین و گواهیـ ـنامه ــت مبارکه !
    خدمات پس از فروش هم که طبیعیه (!) ، البته نه اینجا
    طبیعت فوق العاده ـ ـست ، جای ما خالی ! و دست خالقش درد نکنه !!!
    KFC هم نوش جونـ ـت !

    از عکس ها فیض کافی و وافی رو بردم ، ولی با چی عکس گرفتی ؟ (2:3)

       0 likes

  2. السلام
    در مورد:
    1-سگ/ تا وقتی که بهت کاری نداره خیلی مشکلی نیست و آرامشت به هم نمی خوره اما بدبختی اون وقتیه که داری توی یک پارک(Regent’s Park) درست در زمانی که با دیدن طبیعت به یاد خالق این طبیعت افتادی و بعد معنویت تحریک شده و تصمیم گرفتی به هنگام اذان ظهر نمازت رو (بر خلاف همیشه)اول وقت بخونی وسط نمازت یکی از اون مدل سگ هایی که توی کارتون تام و جری حضور داره از مقابل بهت حمله کنه و کسی همراهت نباشه چه وضعی پیش میاد؟
    تنها کاری که میتونی بکنی اینه که کتت رو از زیر پات برداری و کفش هاتو بر دست بگیری و پا به فرار بذاری ملت هم کر کر بهت بخندن…..

    2-نجات/ جان برادر یه کم رعایت سیاست کن . این بریتانیای کبیر عزیز چه هیزم تری به شما نفروخته که اینقدر…….. ای بابا شاید یک بدبختی …….

    3-طبیعت/ در فصل تابستان طبیعت همه جا دیدنی است منتها شما دو تا کار بکن اول از منزل کمتر بیرون برو البته اونجا که 2 دقیقه آفتاب هم غنیمته پس برو دوم اینکه با دیدن طبیعت به محو در خالق شو نه مخلوق

    4-kfc / در این مورد نکته ام را نمی گم میترسم بخاطر احتیاط از گرسنگی خدای ناکرده تلف شی البته پیش از خوردن سوره قدر یادت نره

    کما کان ملتمس دعاییم

       0 likes

    1. و علیکم السلام
      0. کلا مایه خوشحالیست که شما میای اینجا میخونی و نظر میدی، گفتم بدونی!
      1. تا وقتی هم کاری بهت نداره، فکر اون برخورد ها اعصابت رو خط خط میکنی، در مورد اون تجربه شخصی هم بنده کمال تاسفم رو ابراز میکنم….
      2. من شخصا نفهمیدم این در حمایت بریتانیای کبیر بود یا در ردش… 😐
      3. …
      4. این کاری که کردی خیلی بد تر از گفتن اون نکته احتمالی بود، ها 😉

      محتاجیم به دعا و مشتاق دیدار

         0 likes

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *