کوتاه از کالج…یک

سلام

سر.نوشت: این اولین پست از این سری نوشته هاست (اسم خوب پیشنهاد کنید، لطفا!)، نوشته های کوتاه از وقایع مدرسه…

کلمه بین المللی «ننه!»
امروز تو اولین جلسه کلاس سطح عادی (Ordinary Level) زبان انگلیسی (همه دروس در دو سطح عرضه میشه، سطح بالا سخت تره ولی امتیازش هم برای ورود به دانشگاه بیشتره)، داشتیم امتحان سال گذشته رو بررسی میکردم، بحث نوشتن نامه غیر رسمی پیش اومد و اینکه مادربزرگ رو دوستانه چی صدا میکنن، آخر کار یکی از چهار تا دانش آموز حاضر گفت «نَن»، معلم هم تایید کرد!

 پیر شدم!
یکی از آشناهای اینجا قبلا گفته بود من فکر میکردم 18-19 سالت باشه! امروز هم معلم اقتصادمون ازم پرسید که چند سالته؟ (یه بحثی بود تو کلاس!) گفتم:شونزده، گفت:«سنت بیشتر به نظر میاد!»
قبلا برعکس بود…پیر شدم!

خیلی بی تجربه ای
هفته پیش برای بار اول رفتم از بخش خوردنی های داغ کافه مدرسه (اسمش اینه: Cafe 13) یه چیزی بخرم برای صبحانه، کروسان (تصویر) و شکلات داغ (تصویر) سفارش دادم، کروسان رو که گرم نگه میدارن، گذاشت توی کاغذ و داد دستم، بعدش هم یه لیوان رو باز کاغذی شکلات داغ بهم داد، از اونجایی که دست بچه ها دیده بودم که در داره لیوان هاشون!، نگاه کردم و در ها رو پیدا کردم، یه سری در پلاستیکی (تصویر و تصویر) گذاشتن روی میز که بعد از اینکه شیر و شکر رو در صورت تمایل بهش اضافه کردید و همش زدید، ببندیدش که نریزه (تصویر)، تازه مقوا هم هست که دورش بگیرید یه وقت دستتون اوخ نشه!(به این تصویر و مقوای دور لیوان دقت کنید) (خیلی سوسولند!)، اون موقع که نمیدونستم تلخه! فقط در رو برداشتم و گذاشتم روش، از اونجایی که کاپشن و پاکت کروسان دستم بود و یه خرده هول بودم، همون جوری در رو محکم نکرده رفتم طرف میز حساب کتاب، یه خانم مسنی هست که حساب کتاب میکنه، متوجه شد که در لیوان محکم نشده، تذکر داد که حواست باشه نریزه روت، منم همونجوری با دست پر خواستم سفتش کنم، نشد، یه کم که تلاش کردم، دید نمیتونم، خودش دست به کار شد و سفتش کرد، بعدشم با یه لحنی که تجربه ازش میبارید گفت:«!you are so gentle» یعنی خیلی جوونی، خیلی بی تجربی ای، خیلی بچه ای، خیلی …

تلویزیون، پنجاه سال پیش!
معلم زبان انگلیسی سنش نسبتا بالاست، تعریف میکرد از تلویزیونی که پنجاه سال پیش دیده (سال 1956 فکر کردم!) میگفت بعد از ظهر که برنامه اش تموم میشد، مجری میگفت:«Good Evening» همه تو خونه با احترام جواب میدادن:«Good Evening»، بعد هم در تلویزیون رو میبستن که اونایی که توی تلویزیون هستن، تو خونه رو نبینن!

یک فکر در “کوتاه از کالج…یک”

  1. سلام
    همین اسم خوب است
    اگر میشه چند نمای کلی از مدرستون و کلاسها بیانداز و دوستانت و…
    با آرزوی موفقیت حرم رفتم دعات می کنم

       0 likes

  2. سلام سید جان
    خیلی خوشحالم که خوب و راحت داری جا میافتی
    مخصوصا از اینکه تو پست قبل نوشته بودی که درک مطلبت در کلاس بیشتر از انتظار سابقت بوده خوشحال شدم و خیالم راحت شد چون میدونم درس خوندن با یه زبان بیگانه چقدر مشکله ( فهمیدن اصل مطلب یه طرف و زبان یه طرف دیگه مخصوصا اینکه شیوه بیان درس قاعدتا با زبان عامیانه است تا کلاسیک و خب فرق زبان کلاسیک و زبان عامیانه هم مشخصه )
    بابت عکسها هم جدا دستت درد نکنه
    از اون ایده مقوای دور لیوان خیلی خوشم اومد و این رو مدیون انتقال تجربه دقیق شما هستم ، واقعا ممنون
    راستی یه کم دقیقتر بنویس ( کمتر سانسور کن 😉 )
    البته محدودیتها رو درک میکنم ولی خب خواننده باید عاقل باشه که ان شاء الله هست ، بالاخره فهم اینکه الآن شما داری در یه جامعه دیگه با فرهنگ متفاوت زندگی میکنی و تبعا از اون جامعه و خصوصیات فرهنگیش گزارش میدی فکر نمیکنم خیلی سخت باشه
    وفقکم الله
    Alles gute
    (F) (F) (F) (F) (F)

       0 likes

    1. سلام سید
      انـ ـدر فرمایش جناب ما بنده هم همین رو عرض می کنم که طبیعتا خواننده این تفاوت رو درک می کنه و اگه الان درک نکنه کم کم می فهمه و اگه باز نفهمه پس کی می خواد بفهمه ؟!
      البته احتمالا این مسئله هنوز برای خودت هم درست حل نشده که با گذشت زمان عادت می کنی و طبیعتا راحت تر می نویسی. ( البته سعی کن خیلی هم راحت نشی!! 😉 ) به نظر من که چیز عجیبی نیست مگر اینکه تفاوت با دانسته های من خیلی زیاد باشه :-O

         0 likes

      1. سلام علیکم!
        منوّر فرمودین وبلاگ رو …
        یه خرده هم از برداشت های غلط و ناکامل میترسم…!
        من که از دانسته هات خبر ندارم، ولی واقعیت ها با تصورات عمومی خیلی تفاوت داره، خیلی…!

           0 likes

  3. سلام
    آقا به نظرم یه سر به سایت زیر بزن در مورد معنی “جنتل” بد نیست
    http://www.aryanpour.com
    ضمنا پیشنهاد می کنم اسم این سری از نوشته ها رو بذارید “کالج نامه”
    این طور که به نظر میاد پنجاه سال پیش اونجا با شوشتر خومو زیاد فرقی نداشته. آخه میگن تو دوره صاف صادقو تو شوشتر مردم وقتی می رفتن گلاب به روتون دستشویی دگمه های پیراهنشون رو هم باز می کردن 😀

       0 likes

  4. سلام

    راستش به معنی gentle شک کردم برا همین رفتم تو دیکشنری یه نگاهی انداختم.فکر کنم منظورش سوسول بوده! البته با عرض پوزش 😉
    آخه gentle معنی لطیف میده.
    gentle بیشتر معنی نجیب و موقر میده…..شاید ازت تعریف کرده بیچاره…..شایدم کنایه زده.
    بلند شو برو ازش بپرس ببین منظورش چی بوده!
    خیلی جالب بود(من تازه با وبلاگت آشنا شدم.بهت بر نخوره چرا به این پست قدیمی کامنت دادم) :-)

       0 likes

    1. سلام
      من اون موقع یه چیزی نوشتم، جو گیر بودم، به طور کلی gentle یعنی لطیف، همون طور که خودت گفتی، اونجا هم طرف منظورش این بوده که کم فشار میدی، محکم تر فشارش بده، هــــمــــین!

         0 likes

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *