اولین روز مدرسه

سلام

امــروز رفتــم مدرسه!

کوتاه درباره Yeats College:
تو این مملکت ظاهرا اکثریت قریب به اتفاق مدارس دولتی، باکیفیت و رایگان هستند، مثلا تو این شهر گالوی فقط یک مدرسه خصوصی (غیرانتفاعی – Private School) وجود داره که شهریه بسیار سنگینی هم داره و مخصوص خرپول های درسخونه، من هم به دلیل قوانین مربوط به مهاجرین و نوع ویزایی که به ما دادن توفیق اجباری پیدا کردم تا بین این قــوم باشم، به هر حال حالا من اینجام، تو مدرسه خصوصی ای که حدود 12 نفر مسلمون داره و 2 نفر شیعه!

اینجا هنوز مدرسه ها باز نشــده، به صورت رسمی، فقط مدرس هایی مثل Yeats که اسم و رسمی دارند دوره های مرور و بررسی میذارن قبل از شروع کلاس ها برای دانش آموز های خودشون (مجانی!) و بقیه مدارس (پــولی!)، در نتیجه مدرسه بازه.

بازدید از مدرسه:
با کمیل* قرار گذاشتم، ساعت 1:30 دقیقه، از شدت هیجان ساعت 1:20 اونجا بــودم (دوستان میدونن که چقدر از من بعیــده!)
، چند دقیقه ای از یک و نیم گذشته بود که کمیل زنگ زد، جلوی در مدرسه بود، رفتم جلو، برای اولین بار حضوری هم دیگه رو دیدیم، سلام علیک کردیم و رفتیم داخل مدرسه، مدرسه یه ساختمون خیلی کوچیکه (تقریبا تو مایه های صدرای خودمون!) تقریبا مرکز شهر، با نمای قدیمی ولی فوق العاده مدرن و به روز، دفتر منشی ها رو نشونم داد، اتاق Locker ها (کمد فلزی شخصی!)، غذاخوری و کافه، اتاق عبادت، کلاس ها و …، توی راه پله دو تا از رفیقاش رو دیدم، احمد و یکی دیگه (اسمش سخته!)، هر دو مسلمان ولی سنی، با هم رفتیم توی یکی از کلاس های خالی نشستیم، تقریبا 20 دقیقه ای به حرف زدن گذشت، یه دفعه یکی از کله گنده های دفتر اومد تــو (کمیل گفت چکاره است ولی من یادم نیست!) کمیل من رو معرفی کرد، خانمه یادش بود که قضیه چیه، ازمون خواست بریم پایین دفتر مدیر که ازش Time Table (جدول زمانی کلاس ها) بگیریم و یه سری از این کارها، رفتیم سراغ منشی ها، یه نامه بهم داد و گفت که باید نیم ســاعتی منتظر بمونید، با کمیل رفتیم توی غذاخوری خالی نشستیم، راجع به غذای حلال و وقت های بیکاری مدرسه و این چیز ها صحبت کردیم، بقیه وقت رو هم روی مبل های پشت دفتر منشی ها به حرف زدن گذروندیم، این نیم ساعت مدیر تقریبا یه ساعت و نیم شد! بالاخره منشی اومد و گفت برید اتاق مدیر، رفتیم اونجا، مدیر استقبال کرد و کلی تحویل گرفت، آدم میان سالیه، خیلی سرحال و فعال! و به شدت طرفدار تکنولوژی Apple (روی میز کارش MacBook Pro, iPad, iPhone به چشم میومد!) با هم درس هایی رو که میخوام بگذرونم مرتب کردیم، آخرش هم یه امضا گرفت که پسر خوبی باشم و درسامو خوب بخونم، دقیقا مثل همه مدارس خاص (از صدرای قم بگیر تــا Yeats College تو بلاد کـفر!)، از دفتر که اومدیم بیرون با کمیل خداحافظی کردم و پیاده اومدم به سمت خــونه…

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

*: سیّد محمد کمیل جعفری، اولین رفیق انگلیسی زبان من، البته همین امروز ملاقات حضوری داشتیم؛ ولی خب شباهت های بزرگی مثل شیعه بــودن و داشتن بعضی تقیدات که من توی مسلمون ها و حتی شیعه های اینجا ندیدم، این رابطه رو محکم میکنه. سال آخر دبیرستان توی Yeats Collegeدرس میخونه (یه سال بالاتر از من)… [ملیت: پاکستانی؛ زبان: انگلیسی]

پا.نوشت:
1. امروز چهارشنبه بــود!

یک فکر در “اولین روز مدرسه”

  1. salaaaaaaaam 😛
    chetor metori ?
    kheily delam behet tang bood oumadam ye sari behet bezanam bebinam dar che hali ?
    az neveshtehat maloome kheyli behet khosh gozashte omidvaram hamishe zendegi barat shirin bashe…
    be refighetam (komeil) salam garme mano beresoon.
    in Email mane khasti khoshhal misham chizi barash befresti
    http://WWW.Sepanta93@yahoo.com
    raasti az mohit va dakhele colleg ham ax bezar !
    mer30
    bye ta ba’d

       0 likes

  2. سلام
    من توی گوگل دنبال یه چیزی می گشتم به وبلاگ شما رسیدم و آخرین نوشته و چند تای دیگه شون رو خوندم
    نمی شناسمتون اصلا
    ولی در همین حدی که شناختم و با توجه به عقاید خودم می خوام بهتون بگم به نظر من بهتره که خودتون رو به واسطه ی دین و مذهب و فرقه از دیگران جدا نکنید بلکه بهتره که خودتون رو انسان با اخلاقی ببینید که آمادگی ارتباط صمیمانه داره با بقیه ی انسان های با اخلاق (اخلاق هم اصول اولیه ی اجتماعی در نظر بگیرید که در همه ی ادیان و عقاید مشترکه مثل احترام به دیگران ، دروغ نگفتن،تهمت نزدن،کمک کردن و ……….)
    این که شما گروه دوستانتون فقط از بین مسلمون ها باشه و تازه بین شیعه و سنی هم فرق بزارید که هنری نیست.شاید اصلا رسالت شما به عنوان آدمی که رفته اون جا،توی زندگیتون همین باشه که خوبی و محبت و انسانیت تعریف شده توی اسلام رو به اون ها معرفی کنید نه این که بدتر ، به خاطر نوع پوشش و نوع عبادت(که از فرعی ترین مسائل هر دینی هستند) ازشون کناره بگیرید!

       0 likes

    1. سلام
      احسنت، به این میگن «دیدگاه» مفید و به درد بخور…!
      نکته خیلی خوبی بــود که شاید داشتم فراموشش میکردم… :-O
      یه نکته هم بگم: الان من کمتر از 2 هفته است که اینجام و مدرسه ها هم تعطیل بوده، هنوز هیچ ارتباط جدی با محلی های اینجا پیش نیومده…این ارتباط با مسلمون ها هم به خاطر همین مشترکاته…در ثانی حالا درسته من میگم مسلمون ها اینجورند اونجورند ولی در عمل ارتباط و رفت و آمد اکثرا با همین اونحوری هاست! :-)
      به هر حال خیلی خیلی ممنون! (F)

         0 likes

    2. نوع پوشش و نوع عبادت(که از فرعی ترین مسائل هر دینی هستند)؟؟؟

      اگر دین را به عنوان دین پذیرفته باشیم اصلی و فرعی درش بی معناست چه آن دین مسیحیت باشد چه یهود و چه اسلام؟

      عذر می خواهم که این نکته را تند و سریع نوشتم اما احساس کردم باید بنویسم
      چون ما که خارج نرفتیم اما آنان که رفته اند برایمان گفته اند که
      تساهل وتسامح در دین اولین مرحله لغزش برای متدینین در غرب است.
      البته که شان علیرضای ما اجل از این مسایل است

         0 likes

    1. بیشتر توضیح بدید تا ببینم نظر شما دقیقا در مورد “نکفر به بعض و نومن به بعض” چیه و از نظر شما چه ایرادی توش هست
      این که می گم توضیح بیشتر بدید دلیل این نیست که دارم روی اون یک جمله م پافشاری می کنم.فقط می خوام بیشتر بدونم
      ….

         0 likes

  3. مواظب باش مثل فیلم ***** جو گیر نشی و یه وقتی …..
    خلاصه از ما گفتن بود
    اونجا رفتی زیارت بکن یاد ما
    من هم قول می دم اینجا زیر پتو بکن یاد تو
    از طرف دوستی که چشم دیدنش رو نداری

       0 likes

  4. سلام هم وطن!
    خوبي؟
    دنبال اطلاعات درباره ايرلند مي گشتم كه به وبلاگ تو رسيدم…عجيبه نه؟!!!
    خوب راستش براي آقايي مثل شما اندكي پيرم 😉 اما كشوري كه هستي مردمان خوبي داره…فقط يادت باشه اعتقادات مذهبي خيلي از جاهاي دنيا كمرنگ شده…ممكنه روزي به دوستي بر بخوري كه بي نهايت انسان باشه اما خدا رو قبول نداشته باشه…پس يه نصيحت رو از من بپذير:
    1. هميشه خودت باش و اعتقاداتت رو عميق كن
    2. هيچ وقت كسي رو به واسطه اعتقاداتش قضاوت نكن
    اين طوري به مردمان دور و برت ياد مي دي كه دينت رو با چشم بسته قبول نكردي.
    خوشحال مي شم گاهي به وب من سر بزني…و اگه زحمتي برات نباشه ازت اطلاعات بيشتري درباره اونجا بگيرم…باشه؟

       0 likes

  5. سلام
    ما خلق بی زبانیم مارا تو می شناسی
    خیلی خوشحال شدم از دیدن سایتت
    توی فیس بوک که جوای مارو نمی دی لااقل اینجا …
    در مورد خارج چند نکته:
    1- استر ذهبک و ذهابک و مذهبک
    2- همون نکته که گفتن سعی کن اول از همه انسان باشی
    3- کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم
    4- مثل کبوتر ساده و مثل مار زرنگ باش.
    5- اول عقل رو بکار بگیر بعدا عقل و بعدا عقل احساسات رو بزار برای ایران
    6-زیارت عاشورا در خارج سفارش شده هر روز
    7-مدرستون رو دیدم خوب و صمیمی هستن اما خیلی صمیمی هم خوب نیست.
    8-بعضی وقت ها از ایرانی های مقیم خارج باید بیشتر از خارجی ها بترسی
    9- بیاد ما هم باش التماس دعا

       0 likes

  6. سلام
    خوبی؟
    چه خبر؟
    اصلا فکر نمیکردم اینو بگم:-$ ولی مثل این که دلم خیلی برات تنگ شده ;-(
    آخر هفته داریم میریم مشهد
    جات تو کوپمون خیلی خالیه
    زود به زود برامون بنویس
    موفق باشی
    یا علی

       0 likes

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *