از قم المقدسه تــا گالوی !

سلام

مرداد 1388 بــود که پدر برای یه فرصت مطالعاتی 4 ماهه به ایرلند اومد، از نتایج نهاییش این بــود که پدرم رو برای تدریس در رشته اسلام شناسی دانشکده ادیان و الهیات (School of Religions and Theology) کالج ترینیتی (Trinity College) دعوت کرده بــودند، قرار بــود همگی (من و پدرم و مادرم) برای یک سالی به ایرلند بــریم، مقدمات یه کمی (حدود 5 مـاه!) طول کشید، برنامه مون برای مرداد بــود، همینجوری هی تاخیر خورد تا سال تحصیلی شروع شــد، منم میرفتم صدرا رو بین همکلاسی هایی که سال سوم دبیرستانشون بــود، در حالی که توی بلاتکلیفی دست و پا میزدم… شب اول محــرم پدر برای پیگیری نهــایی کارها تنهایی رفت ایــرلند، بالاخره بعد از ظــهر روز تاســوعا (9 آذر 1389، 16 دسامبر 2010)، تلفن خونه زنگ زد، ویــزای من و مامانم اومــده بــود…

بعدا نـوشت:
حالا من توی گــالوی (Galway)، منتظرم پایان تعطیلات سال نــو (January 10th) هستم که تحصیلم رو از وسط سال تحصیلی توی کالج یِتس (Yeats College) شــروع کنــم…!

یک فکر در “از قم المقدسه تــا گالوی !”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *